سفارش تبلیغ
صبا

92/6/11
1:37 عصر

نیم فاصله

بدست الهام بانـــو

اولین باری که با بکارگیریِ نیم‌فاصله آشنا شدم، در یکی از همین شبکه‌های مجازی بود. عده‌ی معدودی بکار می‌بردند و به بقیه هم یاد نمی‌دادند! باور کنید! انگاری بلد بودنش یک جور افتخار بود. تا اینکه یک نفر گفت با گرفتن ctrl + shift+@، میتوان نیم‌فاصله ایجاد کرد. بکاربردنش خیلی جالب و شیرین بود. البته در نگارش روی کاغذ این فاصله‌ها را رعایت می‌کردم و می‌کنم اما به هنگامِ تایپ کردن تا بحال استفاده نکرده بودم . حتی به یاد دارم سعی میکردم از کلماتی استفاده کنم که  نیم‌فاصله بکار برم. کم کم صیغه‌ی فعل‌ها هم جدا می‌نوشتم. شاید در پست های قبلی این موارد را ببینید. وقتی یکی از رمان‌های امیرخانی را میخواندم، بیشتر به این نیم‌فاصله ها برخوردم. بعضی جاها منطقی بود ولی بعضی جاها انگاری یک شیوه ی جدیدی از نحوه‌ی نگارش وارد زیان و ادبیات فارسی کرده باشد و از نظر ِ منِ خواننده جالب و منطقی نبود. همین الان هم خیلی از وبلاگ‌نویس‌ها همه‌ی سعی و تلاششان بر این است که تا جایی که امکان دارد از نیم‌فاصله استفاده کنند. به نظرِ من ایجاد فاصله بین صیغه و فعل خیلی غیرمنطقی است. یا موارد دیگری که الان به خاطر ندارم ولی وقتی به آنها برخورد میکنم گاهی تاسف میخورم و گاهی خنده‌ام می‌گیرد. البته از آن وقت‌هایی که خودم هم خیلی راغب بودم هر چیزی را با نیم‌فاصله بنویسم، خنده‎ام می‌گیرد.

 

نحوه‌ی نگارش یا همان رسم‌الخط ِ فارسی، همیشه در حال تغییر و تحول است. مثلا دوران ابتدایی که بودیم، یاد گرفتیم وقتی می‌خواهیم بنویسیم« خانه‌ی مادربزرگم»، به جای یاء بین خانه و مادربزگ از همزه استفاده کنیم و آن را یاء کوچک می‌نامیدیم. بعدها این شیوه‌ی نگارشی تغییر کرد و گفتند از یاء بزرگ استفاده کنید؛ و صدها مثال دیگر. نیم‌فاصله در نوشتن روی کاغذ مرسوب بوده و است و همیشه مقدار فاصله‌ی بین دو کلمه مستقل بیشتر است از یک مجموعه کلماتی است که به هم ربط دارند.  استفاده از نیم‌فاصله باعث می‌شود که نوشته منسجم تر و قابلِ فهم‌تر باشد. با این حال باید در نظر داشت که در چه جاهایی باید استفاده کرد و در چه جاهایی بکاربردنش شاید آسیب به نحوه‌ی نگارش فارسی بزند. برای دانستن اینکه در چه جاهایی استفاده از نیم‌فاصله مجاز است، بد نیست به این لینک سر بزنید. 6 مورد را برشمرده که در نگارش روی کاغذ هم برای همین‌ها از نیم‌فاصله استفاده می‌کنیم. 

 

 

پی‌نوشت:

1- یکی از فواید نیم‌فاصله این است که کلمه جست‌.وجو را منسجم تر کرده است. من همیشه با خواندنش وقتی که فاصله‌ی کامل بود، مشکل داشتم.پوزخند

2- مثلا فرض کنید « کتابش» به معنایِ کتابِ او، به این صورت بنویسیم : «کتاب‌ش». به نظرم اصلا جالب نیست و گاهی هم مسخره است. در متون فارسی امروزی هم فکر نمیکنم چنین نگارشی وجود داشته باشد.

3- تاکید میکنم من هم قبلا چندین بار از این گونه خطاها داشتم و الان که خوب فکر میکنم میبینم جالب نیست وقتی که نیم‌فاصله را در جایِ نامربوط بکار ببریم.


92/5/22
7:21 عصر

پسرهای بد، دخترهای بد

بدست الهام بانـــو

نمی‌دانم آیا شما هم با افرادی برخورد کرده اید که به جنس مخالف خود ناسزا می‌گویند؟ من این افراد را در پیرامون و دنیای واقعی خیلی کم دیده ام و آنهایی هم که بودند، مشکلی در زندگی خود داشته اند؛ اما تا دلتان بخواهد در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی کسانی را خواهید یافت که بی‌دلیل بد و بیراه می‌گویند و حرفهای غیرمنطقی می‌زنند.

مثلا پسری را تصور کنید که از همه‌ی دخترهایِ عالم شاکی است و آنها را موجوداتی پست و حقیر می‌داند و همچنین دختری را تصور کنید که از همه‌ی پسرها و مردهای عالم متنفر است و آنها را موجوداتی رذل و نامرد می‌داند. از نظرِ من افرادی با چنین طرز تفکری به چهار دسته تقسیم می‌شوند:

1-       کسانی که حوصله‌شان سر رفته و به دنبال راهی برای سرگرمی هستند.

این افراد برای گذراندنِ وقتِ خود، در یکی از شبکه های مجازی بحثی را راه می‌اندازند که اصطلاحا آن را « کل‌کل بین دختر و پسر» می‌نامند. از این طریق افرادی را – چه موافق و چه مخالف- به دور خود جمع می‌کنند و خود را ساعتی سرگرم می‌کنند.

اغلب ِ افراد شاکی از جنسِ مخالفشان، در این دسته قرار می‌گیرند. آنها قلباً با آنچه که می‌گویند موافق نیستند، اما برای اینکه اوقات خود را بگذرانند، در صدد دفاع از همجنس های خود و حقیر شمردنِ جنس مخالفشان برمی‌آیند. با اینگونه افراد بحث بیهوده است و شک نکنید که این افراد به همه حرفهای شما و خودشان و جوّی که بوجود آورده اند غش‌غش می‌خندند.بهتر آن است که حرفهای این افراد، نادیده گرفته شود تا به شخص کمک شود که به دنبال سرگرمی مفید و بهتری باشد.

در صورتی که این بحث شرکت کردید، می‌توانید یک سوال اساسی بپرسید تا او را کیش و مات نمایید و آن سوال این است که:

( اگر آغاز کننده بحث یک پسر بود) نظرت درباره خواهر و مادرت چیست؟

( اگر آغاز کننده بحث یک دختر بود) نظرت درباره پدر و برادرت چیست؟

 

2-      کسانی که در جامعه سرخورده شده‌اند و به دنبال راهی برای جلب توجه هستند.

کسانی که در جامعه به دنبالِ دوستی یا گذراندن وقت با جنس مخالف خود بوده اند، اما کسی مجالِ این کار را به آنها نداده است. همچنین بعضی از پسرهایی که در خواستگاری‎هایشان جواب منفی بسیار شنیده‌اند و یا بعضی از دخترانی که خواستگارهای درست و حسابی نداشته‌اند. این مسائل ممکن است برای خودِ شخص هم پیش نیامده باشد و مساله‌ی یکی از نزدیکان و یا دوستانش باشد. اینها تحمل چنین مساله ای را نداشته و به صورت عقده برای‌شان درمی‌آید. این افراد همه ی تقصیرها را به گردن جنس مخالفشان می‌اندازند و علت این واقعه را بی‎کفایتی آنان می‌دانند. حالا اعتماد به نفس بیش از حد هم اگر به همه این مسائل اضافه کنید و به اصطلاح خیلی «خودپسند و خودخوشگل‌بین» باشند، اوضاع را خطرناک خواهد کرد. این‌ها به ناچار عقده‎ی خود را در شبکه های مجازی خالی می‌کنند، چرا که در جامعه کسی نیست که پای صحبت‌های آنها بنشیند. برای این افراد باید دل سوزاند و به آنها پیشنهاد کرد که حتما یک وقت مشاوره از یک روانشناس خبره بگیرند (بلکه درمان شوند).

 

3-      وجود مشکل و گرهی در زندگی شخصی این افراد که بواسطه‌ی جنس مخالفشان بوجود آمده است.

کسانی که از جنس مخالفشان ضربه‌ی محکمی در زندگی‌شان خورده‌اند و یا اتفاقی مشابه این مورد برای یکی از دوستان و نزدیکانشان رخ داده است. ضربه محکم یعنی اتفاق بدی از قبیل خیانت، کلاه‌برداری، بدقولی، بردنِ آبرو و غیره که از جانب جنس مخالف خود در زندگی‌شان رخ داده و در نتیجه باعث این بدبینی شده است. بحث کردن با این افراد می‌تواند نتیجه داشته باشد و باید برای‎شان مثال‌هایی زد که عکسِ آنچه برای آنها رخ داده است، باشد. این‌گونه متوجه خواهند شد که هم بین دخترها و هم بین پسرها، افراد بیماری هستند که بخواهند با احساسات و عواطف شخصی بازی کنند و به خیال خودشان در زندگی سود کنند. با این مثال‌ها آنها را می‌توان به این نتیجه رساند که پست و حقیر بودن ربطی به دختر و پسر بودن، ندارد؛ بلکه به نوع شخصیت و ادب ِ افراد مرتبط است.

 

4-      کسانی که از اعضای خانواده‌شان خطایی سرزده است و یا کمبودِ محبت خانوادگی دارند.

افرادی که در خانواده‌ی خود شاهدِ بی‌اخلاقی یا ظلم یکی از اعضای خانواده نسبت به خود هستند. مثلا پسری که مادری بی‌مسئولیت یا خواهری بی‌بند و بار دارد و دختری که پدر یا برادری خشن و ظالم و خوش‌گذران دارد. همه‎ی اینها در خانواده، زمینه ایجاد چنین طرز تفکری در فرد را فراهم می‌کند.

از لحاظ کمبودِ محبتِ خانوادگی می‌توان اینگونه توضیح داد که به عنوان مثال پسری که خواهر ندارد و طعم شیرین ِ خواهر داشتن را درک نکرده، خیلی دور نیست که جنس دختران را درک نکند و خوب نشناسد و بالعکس. کمتر کسی خواهید یافت که خواهر یا برادری داشته باشد و چنین اراجیفی بگوید.با این افراد هم باید صحبت کرد تا توجیه شوند. حتی بهتر است از یک روان‌شناس کمک گرفت تا با توجه به سوابق خانوادگی‌اش، چاره‌ای بیاندیشد.

 

افرادی که در دسته ی سوم و چهارم قرار می‌گیرند، ممکن است در دنیای واقعی هم دیده شوند و باید پای صحبت های آنان نشست و کمکشان کرد تا از اینگونه تفکرات رهایی یابند. اما این همه‌ی ماجرا نیست. آنچه که اهمیت فراوانی دارد، نوعِ شخصیت و ادب ِ فرد است. اگر کسی برای خودش ارزش قائل باشد و به خود احترام بگذارد، مطمئنا به دیگران توهین نخواهد کرد . چنین فردی هیچگاه راضی نمی‌شود با احساسات یک جوان بازی کند. همچنین  فردی که از سوی جنس مخالفش ضربه دیده، هیچگاه با دیدنِ چند آدم لاابالی، حکم کلی برای نیمی از افراد جامعه صادر نخواهد کرد. همه‌ی اینها به شخصیت، فرهنگ و شعورِ افراد برمی‌گردد.

 

 

کاش این دختر و پسرهایی که اینگونه درباره جنس مخالفشان قضاوت می‌کنند، قبلش به خودشان و کردارشان بیاندیشند. اینکه این پسر چقدر سعی کرده است که یک مـــرد باشد و یا این دختر چرا باید کسانی وارد زندگی‌اش شوند که اجازه‌ی بازی کردن با احساسات او داشته باشند.


92/4/29
11:33 عصر

کوهان ِ سر

بدست الهام بانـــو

«زنان مسلمانی همچو من، با اینکه پوشیدن شال را ترجیح می‌دهند اما سعی کرده‌اند که پوشش‌شان جذاب و خیره کننده باشد. به همین منظور موهای خود را می‎پیچند و از کلیپس های خلیجیِ حجم دهنده‌ی حجاب استفاده می‌کنند تا یک برآمدگی ِ پف کرده در زیر شال ایجاد شود. این برآمدگی غالبا با شالهای پولکدوزی، تور و گلدوزی شده، حجابمان چشم نواز تر خواهد شد و نگاه ها را به سمت خود جلب خواهد کرد  در حالیکه حجب و حیای مارا هم حفظ می‌کند. این کلیپس ها باعث می‌شود برآمدگی رویِ سر یک اینچ بالاتر رفته و گردن را بلندتر و ظریف‌تر نشان دهد.»

آنچه خواندید خلاصه ای از یک متن در یکی از مجلات بود که از یک زنِ عرب درباره حجاب سوال شده بود. 

چندسالی است که نوعی حجاب در بین برخی از زنانِ خلیجی مد شد. این نوع شال بستن کم‌کم بین دیگر زنان عرب هم شکل گرفت و اخیراً در ایران هم شاهدِ آن هستیم. در زیر شال از یک کلیپس با حجم زیادی پارچه در دو طرفِ آن که به شکل گل درآمده استفاده می‌کنند که این باعث می‌شود حجم موی زیر شال بیشتر نشان دهد. تصویر زیر توضیح این مطلب است. قدیمی ها می‎گویند آن زمان‌ها هم مد شده بود که زن‌ها زیرِ روسریشان یک لیوان یکبار مصرف یا چیزی شبیه ِ آن قرار می‌دادند تا حجم زیر روسری بیشتر جلوه کند.

از نظر من اگر کسی موهای بلندی داشته باشد و مجبور باشد زیر روسری یا شالش، آنها را جمع کند، مساله ای طبیعی است و باعث جلب توجه نمی‌شود. استفاده از کلیپس با اینکه تا حدی به نوع شال سر کردن زیبایی می‌دهد اما گاهی آنقدر بزرگ، غیرطبیعی و مسخره می‌شود که کسی آن را ببیند به یادِ آن حدیثِ پیامبر (ص) می افتد که فرمودند در آخرالزمان از میان امت من زنانی خواهند آمد که بر سرهایشان برآمدگی مانند کوهان شتر دارند.

در اینجا، خیلی ها از این کلیپس ها برای از بین بردن قوس سر و نگه داشتن شال استفاده می‌کنند. مخصوصا خانم هایی که رانندگی می‌کنند برای اینکه شال از سرشان نیوفتد در حین رانندگی، ناچار به استفاده از این کلیپس ها هستند. هرچند این هم دلیل خوبی نیست و با توجه به حدیث پیامبر اسلام، بهتر است راه دیگری برای این منظور پیدا کرد.
پی نوشت:
1- من هم گاهی از این کلیپس ها با حجم کمتر استفاده می‌کردم اما با دیدن احادیثی از پیامبر مبنی بر شباهت سر با کوهان شتر، دیگر استفاده نکردم. 
2- این احادیث مربوط به این موضوع را از سایت گفتگوی دینی در اینجا آورده ام:
  • 1رسول خدا - صلّی الله علیه و آله : زمانی که دیدید زنانی موهای سر خود را مثل برآمدگی پشت شتر نموده و در میان نامحرمان ظاهر می شوند، به آنها بگوئید که نمازشان قبول نیست.«کنزالعمال/ ج 16/ ص 392»
  • 2.پیامبر اعظم صلی الله و علیه و آله : دو گروره از دوزخیان را دیدم که در این زمان هنوز نیامده اند ... زنانی که پوشیده ولی برهنه اند .... سرهایشان را مانند کوهان شتر برجسته می کنند، اینان به بهشت نمی روند و بوی بهشت را که از فاصله ای بسیار زیاد به مشام می رسد، استشمام نمی کنند. «میزان الحکمه/ج1/ص530»
  • 3.رسول خدا - صلّی الله علیه و آله: در آخر الزمان از میان امت من زنانی خواهند آمد که پوشش دارند اما برهنه اند و بر سرهایشان بر آمدگی مانند کوهان شتر خراسانی وجود دارد ... پس آنان را لعنت کنید که ملعونند. «صحیح مسلم /ج6/ص168»

3- شباهت آن با سرِ اجساد و تندیس های متعلق به فرعون های مصر هم قابل بررسی است.


92/4/24
1:29 عصر

روزه خواری

بدست الهام بانـــو

امروز صبح داشتم سخنرانی حاج آقا پناهیان درباره «سبک زندگی در ماه رمضان» گوش می‌دادم. مطالبی که عنوان شد خیلی به دلم نشست. بخشی از سخنرانی درباره روزه‌خواری بود که در اینجا می آورم:

 

 «تأثیراتی که روزه بر سبک زندگی ما می‌گذارد به قدری اهمیت دارد که اگر کسی نماز نخواند به او کاری ندارند، و کسی هم که روزه نگیرد به او کاری ندارند ولی اگر کسی علنی روزه‌خواری کند باید شلاّق بخورد، چون دارد فضایی که ماه مبارک ایجاد کرده است را خراب می‌کند و به آن لطمه می‌زند. چون ماه مبارک رمضان می‌خواهد رفتارها، سبک زندگی، فضا و محیط جامعه را تغییر دهد و کسی که علنی روزه‌خواری می‌کند دارد نتیج? این‌ها را خراب می‌کند. »

 

در امارات روزه‌‌خواری یک جرم محسوب می‌شود. طبق ماده‌ی 313 از قانون عقوبات اتحادی این کشور، هر کس در روزهای ماه مبارک رمضان، در ملاء عام بخورد یا بیاشامد، زندانی می‌شود و باید جریمه مالی پرداخت کند. از آنجایی که امارات مردمانی از همه فرهنگ‌ها، مذاهب و قوم ها در خود جای داده، این قانون باعث می‌شود حتی آن کسی که مسلمان نیست و روزه برایش معنایی ندارد، در ماه رمضان رعایت کند و به آداب این ماه احترام بگذارد.  این گونه است که فضای ماه رمضان، در کل این کشور کاملا تغییر میکند. البته این قانون به تنهایی این فضا را بوجود نمی‌آورد؛ بلکه موارد دیگری هم در تغییر این فضا نقش دارند اما چون موضوع این مطلب درباره روزه‌خواری است، سعی من بر این است که فقط در این باره حرف بزنم.

رستوران ها تا اذان مغرب تعطیل است و می‌شود گفت در طول روز رفت و آمد ها کمتر می‌شود. گویی شهر هم مثل شخص روزه دار  بی‌حال و کم‌توان می‌شود. اما نه از آن بی حالی هایی که افسردگی و دلگیری بیاورد. اصلا روزهای رمضان وقتی در شهر راه می‌روی، می‌توانی رمضان را با همه وجودت حس کنی. به خصوص تزیینات زیبایی که در خیابان‌ها و فروشگاه‌ها به مناسبت این ماه به چشم می‌خورد.

هنگام اذان مغرب، کم کم سر و صداها به گوش می‌رسد و رستوران ها مهیای پذیرایی از مشتریان خود می‌شوند. حضور مردم در شهر بیشتر می‌شود. مساجد پر می‌شود از روزه دارانی که افطار کرده اند و حالا مشغول راز و نیازو نماز مستحبی هستند. هر جا که می رویم، همه آمدن ماه رمضان را تبریک می‌گویند. حتی آن فروشنده غیرمسلمان هم یاد گرفته که بگوید:« رمضان کریم!». رمضان وارد زندگی همه می‌شود. چه آنکه مسلمان است و چه غیر مسلمان. برنامه ی روزانه همه تغییر می‌کند چون فضای جامعه تغییر می‌کند و این همان سبک زندگی است که حاج آقا پناهیان از آن صحبت کرده بود.

من سه رمضان را در ایران گذرانده ام. دو رمضان در اصفهان و یک رمضان در تهران. رمضان اولی که در ایران بودم- حدود پنج سال پیش- روز اول که از خانه بیرون رفتم، از تعجب نزدیک بود شاخ درآوردم. برای من که از کودکی آموخته‌ام روزه خواری کار بد و گناه است، جای تعجب داشت که افرادی را ببینم که به راحتی آب می‌آشامند و خوراکی می‌خورند و خیلی عادی سیگار می‌کشند. برایم سخت بود که کشورم – ایران- جایگاه شیعیان، ماه رمضان‌ش اینگونه باشد. تغییر زیادی به مناسبت آغاز ماه رمضان احساس نمی‌شد. شب ها هم از قبل اذان مغرب همه جا تعطیل می‌شد. شب‌هایی سوت و کور. دلم می‌گرفت از دیدن این صحنه ها. دردناک‌ترین صحنه  این بود که کسانی که روزه‌خواری می‌کردند، افراد روزه دار را مسخره می‌کردند و خوراکی بیشتری جلوی آنها می‌خوردند و بعضا سعی داشتند شخص روزه دار را قانع کنند که روز گرفتن کار مسخره ای است و حقوق انسانی را زیر سوال می‌برد. سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که شخصی که روزه دار است و سعی می‌کند بر خواهش نفسانی خود غلبه کند و تا اذان مغرب تحمل میکند تا بعد روزه اش را باز کند، چطور روزه‌خوارها به حقوق و خواسته ی او احترام نمیگذارند و او را مسخره می‌کنند.

البته این را هم باید توجه کرد که در بین ما ایرانی‌ها همیشه افرادی هستند که بخواهند ساز مخالف بزنند و یا خود را روشن‌فکر نشان دهند. (حتی در بین مذهبی ها هم جدیدا مشاهده می‌شود. مثلا می‌خواهند بگویند افراطی فکر نمی‌کنند. این خوب است که که افراط و تفریط را کنار بگذاریم و مذهب‌مان از روی تعصب نباشد. ولی بعضا مواردی مشاهده می‌شود که من‌ی که کمتر مذهبی هستم انتظار شنیدن و دیدن‌ش از سوی این افراد ندارم.)  به نظر من این افراد دانسته یا نداسته تحت تاثیر کسانی هستند که اسلامی بودن ِ ما را نمی‌خواهند. به یاد دارم یکی از رمضان ها، روزی به رادیوی فارسی زبانی گوش می‌دادم که از تعطیلی رستوران‌ها در ایران در ماه رمضان انتقاد می‌کرد. کسانی هم بودند که از ایران با این برنامه تماس می‌گرفتند و انتقادات را تایید می‌کردند. برای‌م جالب است که که چطور اگر ایران همچه قانونی را وضع کند، حقوق انسان ها زیر سوال می‌رود و بی‌احترامی به شهروندان محسوب می‌شود، ولی بسیاری از کشورهای اسلامی و عربی این قوانین را سالهاست که دارند اما هیچ کس اعتراضی به آنها نکرده و حقوق شهروندان آن کشورها زیر سوال نرفته است؟ این موضوع درست شبیه بحث حجاب است. به اجباری بودن حجاب در ایران اعتراض می‌کنند و مدعی می‌شوند بخاطر همین حجاب، حقوق زنان خدشه دار شده است اما هیچ‌کس به حجاب و وضعیت زنان در عربستان خرده نمیگیرد!

شاید گفته شود که مسافرها و مریض‌ها که نمی‎توانند روزه بگیرند، چه کار کنند؟ ما در غیر ماه رمضان وقتی می‌خواهیم مسافرت کنیم همه جوانب رو می‌سنجیم بعد تصمیم به مسافرت می‌گیریم. چطور وقت رمضان یادمان می‌رود که رمضان است و مردم روزه دار و روزه خواری جرم است. چرا این ماه، برنامه‌ی زندگی ما را تغییر ندهد. اگر مسافرت مهمی نیست، می‎شود برای قبل یا بعد از این ماه گذاشت و یا قبل از مسافرت به فکر خوردن و آشامیدن خود باشد و آنها را فراهم کند و هنگامی که موقعیت و مکان مناسب یافت، شروع به خوردن و آشامیدن کند. اصلا زیبایی ماه رمضان این است که همه‌ی فضای شهر رمضانی شود. حتی آن کسی که بیمار است و نمی‌تواند روزه بگیرد، همین یواشکی خوردن و آشامیدنش هم تغییر در زندگی اش ایجاد می‌کند.

 

ناگفته نماند که  رمضان در ایران خوبی ها و مزیت های مهم و مخصوص به خودش دارد و قصد دارم در مطلب بعدی از دید ِ خودم به آنها اشاره کنم. این مطلب فقط درباره روزه خواری و مقایسه آن در ایران و جایی که زندگی می‌کنم، است. سعی کرده‎‎ام به دور از هر گونه تعصب بنویسم و مطمئنا اگر در کشور دیگری زندگی میکردم، درباره آن کشور می‌نوشتم.

 

پی نوشت:

بعد از ارسال این متن، با این لینک مواجه شدم :

«در قانون مجازات اسلامی به صراحت در رابطه با جرم روزه‌خواری صحبت نشده است، اما در ماده 638  این قانون آمده است که تظاهر به هر عمل حرامی در انظار عمومی، جرم است و دادگاه‌ها نیز براساس این ماده قانونی، حکم افراد مرتکب را صادر می‌کنند. بنا به نظر حقوقدانان عناصر مادی تشکیل دهنده این جرم عبارتند از: انجام عمل حرام، انجام علنی و در انظار عمومی و معابر، تظاهر به انجام عمل حرام و عمل حرام...براساس قانون مجازات اسلامی، هر کس علناً در انظار و اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی نماید به حبس از 10 روز تا 2 ماه یا تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد

اما به نظرم نظارت‌ها باز هم کم است. چون آنچه من از رمضان های ایران دیدم، فرقی با روزهای عادی نداشت.